احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

207

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

لوله نفت در ميدان نفتون ترجمه قسمتى از مقاله اساسى شرق نزديك منطبعه لندن مورخ 10 سپتامبر . دسايس آلمان در ايران هرگاه بنا شود كه ديپلماسى انگليس عمليات خود را بموفقيت و شكست تقسيم نمايد در اين معنى شبهه نيست كه مجاهدات وى در ايران در تحت كدام يك از اين دو عنوان بشمار خواهد رفت . هشت سال قبل بريتانياى كبير و روسيه خود و تمام عالم را متذكر و خاطرنشان ساختند كه نظر بمنافع و علاقه كه در ايران دارند حفظ سعادت آن مملكت را از وظايف و مسئوليت‌هاى درجه اول خود ميدانند و نخواهند گذارد كه دولت ديگرى در خزائن ايران مداخله نمايد در جنگى كه ما بين دولتين مشار اليهما و آلمان و عثمانى واقع شده ايران علاقه مستقيمى نداشت و هيچ جهتى نميتوان تصور كرد كه ايران با عثمانى داراى رويه دوستانه باشد در صورتىكه عثمانى همواره براى ايران مانند خارپهلو بوده بلكه تمام اعلانات مشعر اين معنى بود كه كشور عجم بيطرفى خود را با تمايل به سمت انگلستان و روس كه حفظ منافع وى را وظيفه خود ساخته بودند اعلام نمايد ليكن فى الجمله نظرى در وضعيات امروزه ايران معلوم ميدارد كه آلمان و عثمانى براى توجهات ايران و تشكيل وضعيات آن مملكت موافق ميل خود فقط لازم بود كه يك انگشت كوچكى به كار برده با اندك مجاهدت و كوششى به مقصود خود نائل گردند منافع انگليس و روس و هم منافع خود ايران چنين اقتضا ميكرد كه در عرض جنگ بين المللى هيچ‌چيز صلح و آرامش ايران را متزلزل نسازد ليكن حالا مطالب برعكس است و سرتاسر مملكت ميدان تاخت‌وتاز سركشان و متمردان واقع شده است قشون ترك يا كرد در گوشه شمال غربى ايران آتش بيداد برافروخته و با همه اين احوال خود را ناجى و آزادكنندهء ايرانيان قلم داده‌اند . ايلات و طوايف شمشير انتقام به روى ژاندارمرى آخته و در بعضى از محال تلفات بسيار به آنها وارد آورده‌اند . بندر معتبر خليج فارس را تهديد كرده صاحبمنصبان انگليس را بقتل رسانده و بر يك ژنرال قونسول انگليس حمله كرده‌اند و بالجمله بدون اعلان جنگ وضعيات ايران به اندازه نامناسب با منافع خود و منافع دولتين است كه فوق آن متصور نيست البته حدوث اين وضعيات را بايد بانترپك‌هاى آلمان نسبت داد كه از نقطه‌نظر آنها بر ديپلماسى انگليس و روس غلبه كرده‌اند . اگر وضع رفتار و رويه دولتين انگليس و روس با ايران مطابق روح معاهده 1907 باقى مانده بود آلمانها هرگز نميتوانستند كه دوستى هشت ساله ايران را ( ! ! ) با دولتين همجوار خود ( ! ! ) در كمتر از هشت ماه بهم زنند حقيقت امر اينكه با وجود يك معاهده و اتفاق تاريخى ما بين انگليس و ايران رويه ديپلماسى انگليس چنين نتيجه بخشيده است كه هم دولت و هم ملت با وى بيگانه شده‌اند بطوريكه فقط چند نفر آلمانى با بار و بقچه خود آمده بر متصديان مشاغل دولتى و ايلات و طوايف از انگليسها و تمام اظهاراتشان بيشتر نفوذ بخرج داده‌اند .